شيخ محمد جعفر امامى

82

لغات در تفسير نمونه ( فارسى )

معناى شكافته شدن است ؛ و « فِرق » ( بر وزن رزق ) از مادّهء « فَرْق » ( بر وزن حلق ) به معناى جدا شدن است . به تعبير ديگر ( به گونه‌اى كه « راغب » در « مفردات » مىگويد ) فرقِ « فلق » و « فرق » اين است كه اولى اشاره به شكافتن مىكند و دومى جدا شدن ؛ و لذا « فرقه » و « فرق » به قطعه يا جماعتى گفته مىشود كه از بقيه جدا گردد . « 1 » [ أَنْقَضَ : ] « الَّذي أَنْقَضَ ظَهْرَك » « أَنْقَضَ » از مادّهء « نقض » به معناى گشودن گرهء طناب ، يا جدا كردن قسمت‌هاى به هم فشردهء ساختمان است ؛ و « انتقاض » به صدايى گفته مىشود كه به هنگام جدا شدن قطعات ساختمان از يكديگر به گوش مىرسد . و يا صداى مهره‌هاى كمر به هنگامى كه زير بار سنگينى قرار مىگيرد . اين كلمه در مورد شكستن پيمان‌ها و قراردادها نيز به كار مىرود و مىگويند فلان كس نقض عهد كرد . « 2 » [ أَنْكَاث : ] « مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكَاثا » « أَنْكَاث » جمع « نِكْث » ( بر وزن قسط ) به معناى باز گشودن پشم و مو بعد از تابيدن است ؛ و به گشودن نخ‌هاى لباس‌هايى كه از پشم و مو بافته شده نيز گفته مىشود . در اين كه « أَنْكَاث » چه محلى از اعراب دارد ، بعضى آن را حال تأكيدى ، و بعضى آن را مفعول دوم براى « نَقَضَتْ » دانسته‌اند ، « أَىْ جَعَلَتْ غَزْلَها أَنْكَاثاً » . « 3 » [ أنكال : ] « إِنَّ لَدَيْنَا أَنْكَالًا » « انكال » جمع « نكل » ( بر وزن فكر ) به معناى زنجيرهاى سنگين است ؛ و در اصل از مادّهء « نكول » ، به معناى ضعف و ناتوانى گرفته شده ؛ زيرا زنجيرهايى كه بر دست و پا و گردن مىنهند ، انسان را از حركت باز مىدارد و ناتوان مىسازد . اين واژه ، در معناى « زنجير » به كار رفته است ، آرى ، در برابر آزادى بى قيد و شرط و تنعمى كه در اين دنيا داشتند ، بهرهء آنها در آنجا اسارت است و آتش . « 4 » [ أَنْكِحُوا : ] « وَأَنْكِحُوا الأَيامى مِنْكُمْ » تعبير أَنْكِحُوا : « آنها را همسر دهيد » از مادّهء « نِكاح » ، با اين كه ازدواج يك امر اختيارى و بسته به ميل طرفين است ، مفهومش اين است كه مقدمات ازدواج آنها را از طريق كمك‌هاى مالى در صورت نياز ، پيدا كردن همسر مناسب ، تشويق به مسألهء ازدواج ، و

--> ( 1 ) . شعراء ، آيهء 63 ( ج 15 ، ص 269 ) ( 2 ) . الم نشرح ، آيهء 3 ( ج 27 ، ص 144 ) ( 3 ) . نحل ، آيهء 92 ( ج 11 ، ص 411 ) ( 4 ) . مزمّل ، آيهء 12 ( ج 25 ، ص 189 )